نوروز با آمدن خود نوید زندگی و تازگی را خبر می‌دهد. به گونه‌ای که جان و روح تازه‌ای را به همه کس و همه چیز می‌بخشد. شاعران در این میان با نوید زیبایی و تازگی دست به قلم شده و اشعاری ستودنی را در این رابطه از خود بر جای گذاشته‌اند. بیایید با آیین‌ های نوروزی در شعر و ادب فارسی بیشتر آشنا شویم

بر طبق نوشته‌های خیام در نوروزنامه عباسیان به برپایی خوان نوروزی می‌پرداختند. بعد از آنها طاهریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان به رسومات ایرانی اهمیت ویژه‌ای می‌دادند و بدین‌سان زبان فارسی اهمیت و ارج و قرب ویژه‌ای پیدا کرد. در این زمان بود که ستایش نوروز و بهار رونق گرفت. در تمام اشعار خراسانی که از این زمان بر جای مانده است . این اشعار منابع بسیار خوب تاریخی برای بررسی آیین‌ های نوروزی در گذشته هستند.

همین موضوع بر آیین های نوروزی نیز بی تاثیر نبوده است.بهار بر شعر فارسی اثر بسیار زیادی گذاشته است چرا که بهار زیباست و شاعر را به وجد می‌آورده است. شاعر بهترین شعرش رو به حضور شاه می‌برده و تحفه‌ی نوروزی را از از جانب شاه از آن خود می‌کرد.

آیین‌ های نوروزی

امروزه شعرهای بسیار زیادی در مورد نوروز برای ما به جای مانده است که از مهم ترین آن به شعر زیبای سعدی، سلطان غزل می‌شود اشاره کرد که گفته است. این شعرها منبع خوبی برای بررسی آیین‌ های نوروزی هستند:

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

علاوه بر سعدی شاعران بسیار دیگری هم اشعاری در این زمینه سروده اندکه در ذیل با هم می خوانیم

شعرهایی ناب در رابطه با نوروز از شاعران بزرگ 

اندر دل من مها دل‌افروز تویی

یاران هستند لیک دلسوز تویی

شادند جهانیان به نوروز و به عید

عید من و نوروز من امروز تویی

مولوی

شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری

رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

اوحدی مراغه‌ای

جدا از رویت ای ماه دل‌افروز

نه روز از شو شناسم نه شو از روز

وصالت گر مرا گردد میسر

همه روزم شود چون عید نوروز

بابا طاهر

خوش آنکه چو من حیات جاوید گرفت

وز دولت جام جای جمشید گرفت

هنگام بهار و روز نوروز به باغ

در سبزه و گل غلط زد و عید گرفت

فرخی یزدی

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

حافظ

 بهاری داری از وی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد ، باد

نظامی

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است

بر طرف چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست

خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است

خیام

منبع: اشعار شعرای ادب فارسی

مصاحبه خانم دکتر شکوفه تقی

 

بارگزاری مطالب مرتبط بیشتر
بارگزاری بیشتر توسط کویستان
بارگزاری بیشتر در یادداشت

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدپر کردن فیلد های ستاره دار الزامی است *

*

code

همچنین بررسی کنید

علل و راه های درمان خشکی چشم

خشکی چشم به دلیل تغییر در کیفیت و کمیت اشک چشم ایجاد می‌شود. به گونه‌ای که در این مسئله اش…